دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

"پررنگترین" خاطره هایم را بر "کمرنگیِ" حوصله یِ اینروزهایم می چسبانم

و ته نشین آخرین لبخندها را درعمق  دریایِ غم نگاه میکنم و دست می کشم بر آن

شاید حل شد

به این "گمان" که دنیایم بهتر شود

پنجره ها را می بندم به روی نسیم که "کوله بار غصه" دارد

و در خیالم "دانه های سپید" شادی را از پشت

این قاب شیشه ای می شمارم

می ترسم ... حتی از سایه ام ...

دلم عجیب برای یک شادیِ بی دلیل ... تنگ است

""""""" کاش کمی مرا بفهمی"""""""

چهارم اسفند، اون روزیه ک پا گذاشتم ب این دنیا

مبارکــــــــ...؟؟؟

 زمان با چ سرعتی میگذرد ک حتی گذشتنش هم حس نمیشود

فقط کافییست ی پلک بزنی

 انگار همین دیروز بود...

.

.

.

دوست داشتم یه تاب میداشتم ک از سقف آسمون آوزیون بود...

 باهاش تاب بازی میکردم... هی ازینور دنیا میرفتم اونور دنیا...

خداوندا! ترا سپاس ک مرا آفریدی و کسانی را ک ب من محبت میکنند...

ترا سپاس بخاطر همه اون چیز هایی ک بمن عطا فرمودی...

سپاس برای همه داده ها و نداده هایت ...

پروردگار من تو را شکر میگویم بخاطر تمام غم هایی ک بر من نمودی تا ترا فراموش نکنم...

شکرگذار تو ، نجمه... 

*******************************************

نجمه نوشت:نفس کشیدن گاهی یادم می رود.... کاش همیشگی می شد

واسه خدا نوشت:اون بالا نشستی آفتاب و بارون رو به رقص میاری ...چی میشه شادی تو دل من یه لحظه پایکوبی کنه؟؟؟؟

واسه دوست نوشت:دلم یه دوست بی دلیل میخواد که کلی درد و دل کنم و بعد بهش بگم خداحافظ تا همیشه....میدونم با غمام اونم می پوکه ...

 

۱۳٩۱/۱۱/٢٦ | ٦:۳٤ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir