دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

خدایا ، چقدر بد بختم! چه روزگار تیره و تاری دارم! ای درد ، ای غم بیا و سرا پای وجودم را پر کن. ای امید، ای آرزو مرا برای همیشه ترک کن! ای مرگ بیا مرا در سایه رحمت خود آرامش بخش! چه فلک زده ام ! چه رو سیاهم! چقدر مغرور و خودخواهم! چقدر خود را بزرگ میشمرم! چه انتظارات بی جایی دارم! چه آرزو های دور و دراز! چه امیدهای بی اساس! چه خواسته های غیر قابل تصور!

انسانی گناهکار، و روسیاه ، و مغرور... اوه خدایا چقدر بد بختم! چقدر بیچاره ام! این خاک تیره بی مقدار که برای دو روزی به حرکت در افتاده است، چه جسورانه وخود خواهانه زمین و آسمان و زمان را تیول خود میپندارد! و چه زود پستی و ضعف و بد بختی و نیستی خود را فراموش میکند! و چه مغرورانه همه وجود را برای خود میشمرد! و زندگی خود را ابدی تصور می کند!

هیهات که چه بیچاره و بد بخت است این انسان، این انسان ضعیف و پست و گناهکار، این انسان مغرور و زیاده طلب که جز خود خواهی وخود بینی چیزیزکسب نکرده است.

خدایا ،مرا ببخش، چقدر شرمنده ام ، از پستی وبد بختی خود راه فراری نمی یابم.

خدایا، ضعف وبد بختی خود را به در گاهت شفیع می آورم.

خدایا ، دل شکسته ام را صادقانه تقدیمت می کنم.

۱۳٩۱/٥/۱٤ | ۱٢:۳۳ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir