دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد   

فریبنده زاد و فریبا بمیرد

شب مرگ، تنها،نشیند به موجی  

رود گوشه ای دور و تنها بمیرد

در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب

که خود در میان غزلها بمیرد

گروهی بر آنند که این مرغ شیدا

کجاعاشقی کرد آنجا بمیرد

شب مرگ ،از بیم، آنجا شتابد

که از مرگ غافل شود تا بمیرد

من این نکته گیرم که باور نکردم

ندیدم که قویی به صحرا بمیرد

چو روزی زآغوش دریا بر آمد

شبی هم در آغوش دریا بمیرد

تو دریای منی ، آغوش وا کن

که می خواهد این قوی زیبا بمیرد

۱۳٩۱/٢/۱٧ | ۱٠:٠۱ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir