دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

زنم در موقع خواب به یک دلقک درست و حسابی مبدل می گردد.

موقع خواب برای اینکه موهایش خراب نشود یک کلاه توری بزرگ به سرش می بندد.

بعد لباس خواب می پوشد. در این موقع است که جلو آئینه میز توالت می نشیند و گریم صورتش را با شیر پا کن می شوید.

وقتی رویش را بر می گرداند احساس میکنم او زن من نیست زیرا اصلا شکل سابق را ندارد.

ابروهایش را تراشیده و چون مداد ابرو را پاک کرده بی ابرو می شود.

از صورتش بوی نامطبوعی به مشام من میرسد زیرا کرمی که برای چین و چروک به صورتش می مالد بوی کافور می دهد و مرا به یاد قبرستان می اندازد.

کاش کار به همین جا ختم می شد ...

ولی این تازه مقدمه کار است. چند دقیقه ای در اتاق راه می رود و جمع و جور می کند

 

 آنگاه کلفت خانه را صدا می کند و می گوید کیسه ها را بیاور. کلفت با چهار کیسه ی متقالی بالا می آید.

خانم روی تخت می خوابد و کلفت کیسه ها را به دست و پای او می کند و بیخ آن را با نخ می بندد. چون ناخن های دست و پایش مانیکور شده و دراز است ، برای اینکه به لحاف نگیرد و چندشش نشود و احیانا نشکند دست و پای خود را در کیسه

می کند و به همین ترتیب می خوابد ...  

.........

نجمه نوشت: بنا ب درخواست برخی از دوستان گلم اسم وبلاگ رو عوض کردم و همون قبلیو گذاشتم...

مرسی ازینک ب این چیزا اهمیت میدید...

خیلی دوستون دارم...

امیدوارم از داستانم خوشتون اومده باشه ...

 

۱۳٩٢/٢/۳۱ | ٧:۱٤ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir