دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

خبر رسید چند روز بیشتر در عالم خاک نیستی... به دست هایش نگاه کرد که خالی است و کوله باری که پاره بود و دلهایی که شکسته بود و کارهایی که نکرده بود...

باید چیزی فراهم میکرد برای رفتن و باز نگشتن. به مصحفی که بر رف نهاده بود، نگاهی کرد، همان که همدمش بود چه شب ها و چه روزهای بسیار، چه ساعت ها که آن را خوانده بود و چه اشکها که بر صفحاتش غلطانده بود... اما فقط خوانده بود... نه؛ مصحف خواندنش آنقدر بی پیرایه نبود که دستگیرش شود، به دفترش نگاه کرد که هر شب شمشیر مصاحبه بر اعمالش کشیده بود...

دفتر، سیاه بود، لبریز از تاریکی... خطی نورانی یافت... اطعام یتیمان، اما مگر این اندوخته تا کجا جوابش می داد؟!

به آسمان نگاه کرد، ماه هم چادری سفید بر سر می انداخت، نسیم درختان را از سکون دائمی بر حذر می داشت... سفر در پیش بود و جامه های اندوخته اش پاره و کهنه...

سر بر در کوفت و ناله سر داد... چند روزی بیش نمانده... دستهایش خالی،کوله بارش پاره و دفترش سیاه...

بی پای افزار به کوچه دوید تا سرای شیخ... بی قرارو بی تاب...:

"یا شیخ! هیچ اندوخته ای ندارم که بردارم ، سفر آخرتم در پیش است، چه کنم؟"

شیخ نگاهی به درویش بی نوای دلباخته افکند:

" درویش! دل پاک ، دل پاکت را با خود بردار... که عمری دراز با تو بود..."

                                  ( بر گرفته از حکایتی از منطق الطیر)

 

۱۳٩۱/۱/٢۸ | ٦:۱۸ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

 http://www.askdin.com/gallery/images/594/1_83245402970345223765.gif

از قدیما همه میگن امام زمان جمعه میاد

با اجازه خدا میاد برای عاشقا میاد

امام زمان یه روز می یاد مریضا رو شفا میده

یه روز میاد که مرحم قلب های خسته رو بده

بگو که درد تو چیه مریض داری یا خسته ای؟

دلت میخواد گریه کنی، پشت درای بسته ای؟

می ترسی اون بیاد بگه تو رد شدی پاشو برو؟

این همه فرصت دادم خسته شدم پاشو برو

نه مطمئن باش عزیزم امام زمان وقتی میاد

دنیامون نورانی میشه

هر چی که قلب خسته هست

به عشق اون راضی میشه

یه فرصت دیگه میده

به هر کی که ناغافله

اگه که جاموندی بیا

شفاعتت رو میکنه

اللهم عجل لولیک الفرج

۱۳٩۱/۱/٢٤ | ٤:۱٢ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

الهی! بین ما وگناه، سیم خاردار بکش و این فاصله را مین گذاری کن، اینک تانک های لشگر بی فرهنگ غرب، ما را نشانه رفته اند.

خداوندا!! آرپی جی ضد گناه عطا کن. پیام فرمانده لشگر از بی سیم ها می آید که دشمن شبیخون زده است.

الهی! تو را به شب های مقدس جنگ، دوربین مادون قرمز عطا فرما. انبار مهمات مهاجمین فرهنگی را از خمپاره های 60 خالی گردان که آنها بی صدا می آیند.

الهی! جوانان غیور این آب و خاک را اولئک المقربون گردان و آنان را در جنات النعیم بر سر موضونه متکئین ساز.

بارالها! ما را در سنگر فرهنگ پر انتظارمان از شر پاتک های احمقانه مروجان برهنگی محافظت فرما وتیر های مستقیم قباحت و زشتی را بر ما کارگر مکن و ما را از تیر رس تک تیرانداز های پنهان شده در پشت دیوارهای بی شرمی دورنما و همه سنگر های کمین جبهه های بی حیایی را مقهوم گردان ...

 

۱۳٩۱/۱/٢۱ | ۱۱:٥٠ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

عمری نماز به پا داشتم و ندانستم برای چیست و چه می گویم. ولی امروز الله اکبر گفتم. تو نیز مرا بزرگ خواندی. نیت کردم، نظر کردی و من مشغول به توصیف صفات تو شدم. گفتی از توصیف بی نیازم (سبحان الله عما یصفون). تو خود را در نماز توصیف می نمایی بنده من، حال توصیف بنما تا احسنت بگویم. حمد را آغاز نمودم: الحمد لله رب العالمین: سپاس خداوندی را که پروردگار جهانیان است.

- سپاس بنده ای را که دعوتم را لبیک گفت.

الرحمان الرحیم:بخشنده و مهربان است.

- احسنت بر بنده ای که میبخشد و مهر می ورزد.

مالک یوم الدین: صاحب روز جزاست.

- جزای تو را میزان اشتیاقت قرار خواهم داد.

ایاک نعبد و ایاک نستعین:فقط تو را می پرستم و تنها از تو یاری می جویم.

- من نیزخواستار شمایم و منتظرم همدیگر را در رسیدن یاری نمایید.

اهدنا الصراط المستقیم: ما را به راه راست هدایت کن.

- هدایت نمودم و هدایت از آن توست.

صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و الضالین: راه کسانی را که آنها رامشمول نعمت خود ساختی، نه راه کسانی که بر آنان غضب نمودی ونه گمراهان.

- همانا تو خود درمسیری و شایسته نعمت و گمراهان تنها و بی یاورند، من هستم ولی مرا نمی یابند، آنها خود چشم خویش را بسته اند . من در همه حال در کنار بنده ام هستم.

حال نوبت توحید گفتن است. بگو تا پاسخت دهم.

قل هو الله واحد: بگو خدا یکتا ویگانه است.

- تو نیز یکتایی در آفرینشت بنگر، تو نیز بی نظیری.

الله الصمد: خداوندی که همه نیازمندان قصد او را می کنند.

- بنده ام تو باور نداری که قسمتی از خدایی و بی نیاز خواهی گشت، روزی که من تو و تو، من باشیم.

من با تو چنانم ای نگار یمنی

خود در غلطم که من توام یا تو منی

لم یلد و لم یولد: هرگز نزاد و نه زاده شده.

- آری من ازلی و ابدیم و تو در سفری از ازل به ابد در راه یافتنی که تو نیزهمان اول و همان آخری.

ولم یکن له کفوا احد: برای او شبیه و مانندی نبوده است.

- آیا تو پنداری که برای تو شبیه و مانندی آفریدم.

در این گفت و شنود عاشقانه از خود خجل گشتم. آرام الله اکبری گفتم و به رکوع رفتم که نگاهم از شدت حیرت دوید و گویی از وجودم جدا گشت. تعظیم زیبای هستی را در برابر وجود خویش می دیدم. سبحان ربی العظیم و بحمده:...

- من در اشتیاق دیدار زیباترین مخلوقم عظمت هستی را در برابرش به تعظیم نشاندم.

زانوانم طاقت نیاورد و به سجده رفتم. سبحان ربی الاعلی وبحمده:...

- آری بنده من تو بزرگ و والایی. بر ساختار وجودیت پیشانیت را می سایی و من می بالم بر خشوع تو، تقدیم تو باد جلال و بزرگی. بار دگر سجده می روم. این بار عظمت هستی به گرداگرد وجودم در حال چرخش است. حال می فهمم چرا سجده بزرگان طولانی است و برخاستن از آن دل کندنی نیست. با اشک شوقی که نمی دانم منشا آن چشمانم هستند یا کل وجودم، بر می خیزم به شوق حمد وتوحیدی دباره.

پروردگارا بگذار هر آنچه می گویم خود نیز پاسخ دهم.

آری سپاس جلال و عظمتت را، بخشندگی و کرامتت را، صاحب همه چیز و هیچ چیز تو را می پرستم و یاریت را میطلبم. هدایتم بنما از کوردلی و نگذارم در راه بی کسی. تو بی نیازی و یکتایی و من نیازمند ذات اقدست.

قنوت را در این رکعت می خوانم که بگویم دل پر دعایم امروز فقط یک چیز را می خواهد: ربنا آتنا فی الدنیا حسنه و خدایا در دنیا وآخرت تنها تو را میخواهم.

در رکوعم بگذاربر تو تعظیم نمایم و در سجده ام بگذارغرق اطاعت گردم.

شهادتی می دهم با تمام وجود که اشهد ان لا اله الا ا....... و اگر سلام می گویم، حکایت آن است که با خداحافظی ترکت نکنم و سلام نیت همیشه با تو بودن باشد و تا زمان وصال دیگری از راه برسد از نظرت پنهان نگردم.

اگر می دانستم از زمان این نماز تا نماز دیگر تو همچنان عاشقانه نشسته ای تا من خود رابرسانم، دیگر چگونه میتوانستم ترکت کنم. معبود من، معشوق من، من که باشم که تو را در انتظاردیدار خود بگذارم.

با حلقه رحمانیتت در برمان گرفتی و با حلقه رحیمیت غسلمان می دهی. این چه حالیست امشب؟ این چه دیداریست؟ ای کاش زمین می گذاشت این لحظه را پایانی نباشد. کاش دورانش حول زمان نبود تا ثانیه ها مرا از تو دور نسازد.

کاش مفهوم دائم الصلات را نیز درک مینمودم تا ... (خوشا آنان که دائم در نمازند)

یا رب دل پاک و جان آگاهم ده  

آه شب و گریه سحر گاهم ده

در راه اول از خودم بیخود کن

بی خود چو شدم ز خود به خود راهم ده

                                                             (خواجه عبد الله انصاری)  

 

۱۳٩۱/۱/۱٥ | ٩:۳٩ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

ای خدای بزرگ، آن روز، روز رستاخیز، که در مقابل تو می ایستم، اعمال خوب و بد خویش را به تو عرضه میکنم، از تمام کردارو اعمال خویش شرمنده ام. چیزی ندارم که به تو تقدیم کنم، کاری نکرده ام که در مقابل تو سرافراز باشم. فقط به یک چیز خوشحالم و آن دل دردمند و جوشان من است که در پای تو خواهم انداخت...

فقط قلب من است که از عشق تو سرشار بوده و ارزش دارد که به آن بنازم...

ای خدای بزرگ، نه از جهنم تو وحشتی دارم و نه به بهشت تو طمعی. محرک من در زندگی فقط عشق به تو است. مرا بسوزان، استخوان هایم را خرد کن،خاکسترم را به باد بسپار ولی لحظه ای مرا از خود دور مساز.

۱۳٩۱/۱/۱۱ | ٩:٥۱ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir