دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

سلام دوستان خوبم..قلب

یه مدت نسبتا کوتاه نمیتونم بیام پست های زیبا و دل انگیزتون رو بخونم..چشمک

چون امتحانام داره شروع میشه..استرس

برام دعا کنید..مژهفرشته

ممنونم..بغلبای بای

۱۳٩٠/٩/۳٠ | ٢:٢٢ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

گل یخ

 به دیماه که از گشت گردان سپهر

سحاب افکند پرده بر روی مهر

ز دم سردی ابر سنجاب پوش

ردای قصب،کوه گیرد به دوش

جهان پوشد از برف،سیمین حریر

کشد پرده سیمگون ، آبگیر

شود دامن باغ ، از گل تهی

چمن ماند از زلف سنبل تهی

در آن فتنه انگیز طوفان مرگ

که نه غنچه ماند به گلبن نه برگ

گلی ، روشنی بخش بستان شود

چراغ دل بوستانبان شود

صبا را کند مست گیسوی خویش

جهان را برانگیزد از بوی خویش

گل یخ ، بخوانندش و ای شگفت

که از او باغ افسرده، گرمی گرفت

ز گلها از آن سر بر افروخته است

که با باغ بی برگ و بر ساخته است

تو نیز ای گل آتشین چهر من

که انگیختی آتش مهر من

زپیری چو افسرد جان در تنم

تهی از گل و لاله شد گلشنم

سیه کاری اختر سیم فام

سیه موی من کرد چون سیم خام

سهی سروم از بار غم گشت پست

مرا برف پیری به سر بر نشست

به دلجویی ام در کنار آمدی

زمستان غم را ، بهار آمدی

گل یخ ، گرآورد بستان به دست

مرا آتشین لاله ای چون تو هست

ز گلچهرگان سر بر افراختی

که با جان افسرده ای ساختی

 

                                                       رهی...

                                                           دیماه 1322

۱۳٩٠/٩/٢۸ | ۱٢:٢٠ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

غرق تمنای توام...

 

در پیش بی دردان چرا،فریاد بی حاصل کنم؟

گر شکوه ای دارم زدل،با یار صاحبدل کنم

در پرده سوزم همچو گل،در سینه جوشم همچو مل

من شمع رسوا نیستم،تا گریه در محفل کنم

اول کنم اندیشه ای،تابرگزینم پیشه ای

آخربه یک پیمانه می،اندیشه را باطل کنم

ز آن رو ستانم جام را،آن مایه ی آرام را

تا خوشتن را لحظه ای ازخوشتن غافل کنم

از گل شنیدم بوی او،مستانه رفتم سوی او

تا چون غبارکوی او،در کوی جان منزل کنم

روشنگری افلاکیم،چون آفتاب ازپاکیم

خاکی نی ام تاخویش راسرگرم آب وگل کنم

غرق تمنای توام،موجی زدریای توام

من نخل سرکش نیستم،تا خانه در ساحل کنم

دانم که آن سرو سهی،از دل ندارد آگهی

چند ازغم دل چون رهی،فریاد بی حاصل کنم

 

                                                               رهی معیری

                                                                                        آبانماه 1340

۱۳٩٠/٩/۱٥ | ۱:۱۱ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

وهابیت؛

کوچک تر از این حرف هاست!

مسلک وهابی منسوب به شیخ محمد فرزند « عبدالوهاب» نجدی است و این نسبت از نام پدراوعبدالوهاب گرفته شده است. یکی از بزرگترین نقاط ضعف برنامه زندگی شیخ این است که با مسلمانانی که از عقاید کذایی اوپیروی نمی کردند، این بود که برای جان و ناموس آنان ارزشی قائل نبود.

جنگ هایی که وهابیان دریمن و حجازو اطراف سوریه وعراق راه انداختند،بر همین پایه بوده است ودرهر شهری که با جنگ و غلبه برآن املاک خود قرار می دادند والا به غنایمی که بدست می آوردند اکتفاء می کردند.

کسانی که با عقاید او موافقت می کردند و دعوت او را میپذیرفتند باید با او بیعت می کردند و کسانی هم که به مقابله برخیزند،باید کشته شوند و اموالشان تقسیم گردد،طبق این رویه اهالی قریه مضول در شهر احسا،300مرد را به قتل رسانیدند و اموالشان را به غارت بردند.

گوشه ای از عقاید وهابیت

اثارزیر برگرفته از عقاید ابن تیمیه است:

1-افزایش دایره بدعت به معنی اینکه هر چه درزمان پیامبر(ص)و سلف صالح نبوده، بدعت است.

2-زیارت قبرپیامبر و قبور انبیا،صلحا و دیگر مشاهدمشرفه، حرام و بدعت است.

3-ساختن ضریح وگنبد برای قبور پیامبرو امامان وساختن مسجد در کنار آن ها شرک و حرام است.

4-استمداد از انبیا و اولیاو صلحا،حساسیت زایدالوصفی داشته و شفاعت وتوسل را حرام وتوسل جوینده را مشرک و کافر می دانند.

5-دست وپاوجسم برای خدا قائل بوده ومعتقدند؛در آسمان مستقر است واگرکسی به بودن خداوند در روی عرش وبالای آسمان اعتقاد ندارند،باید او را توبه داد و اگر توبه نکرد،باید گردنش را زد.

شیخ عبدالوهاب به عقاید ابن تیمیه افزود وآن ها را به حیطه عملی کشاند که موارد زیر را می توان نام برد:

1-به صرف دعوت اکتفا نکرد،بلکه با مخالفان با شمشیر برخورد نمود وآن را مبارزه با بدعت نام نهاد.

2-وهابیان هر گاه بر شهری تسلط می یافتند، ضریح ها زیارتگاه ها،مساجد ضریح دارو قبور مشخص را ویران می کردند.

3-مصداق بدعت را به شکل شگفت انگیزی گسترش داده وهر چیزی در زمان پیامبر(ص)وجود نداشته،حتی نوشیدن قهوه و استفاده از تلویزیون،رادیو ومظاهر تمدنی جدید را بدعت نامیدند. (اگرچه امروزه به عقاید خود عمل نمی کنند).

4- گسترش دامنه تکفیر مسلمانان،کافر دانستن همه مسلمانان به جزخودشان که بر گرفته از عقاید خوارج است.

۱۳٩٠/٩/۱۱ | ۸:٥۱ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

شب است و سکوت است وماه است ومن

فغان وغم واشک وآه است ومن

شب وخلوت وبغض نشکفته ام

شب ومثنوی های ناگفته ام

شب و ناله های نهان درگلو

شب وماندن استخوان درگلو

من امشب خبرمیکنم درد را

که آتش زند این دل سرد را

بگوبشکند بغض پنهان من

که گل سرزند از گریبان من

مرا کشت خاموشی ناله ها

دریغ از فراموشی لاله ها

کجا رفت تاثیر سوز دعا

کجایید مردان بی ادعا؟

کجایید شور آفرینان عشق؟

علمدارمردان میدان عشق

کجایید مستان جام الست

دلیران عاشق،شهیدان مست

همانان که از وادی دیگرند

همانان که گمنام ونام آورند

هلا!پیرهشیار درد آشنا

بریز از می صبر در جام ما

من از شرمساران روی توام

زدردی کشان سبوی توام

غرورم نمیخواست این سان مرا

پریشان وسر در گریبان مرا

غرورم نمیدید این روز را

چنان ناله های جگر سوز را

غرورم برای خدا بود و عشق

پل محکمی بین ما بودوعشق

نه!این دل سزاوار ماندن نبود

سزاوار ماندن دل من نبود

من از انتهای جنون آمدم

من از زیر باران خون آمدم

از آنجا که پرواز یعنی خدا

سرانجام وآغاز یعنی خدا

هلا!دین فروشان دنیا پرست

سکوت شماپشت مارا شکست

چرا ره نبستید بردشنه ها؟

ندادید آبی به لب تشنه ها؟

نرفتید گامی به فرمان عشق

نبردیدراهی به میدان عشق

اگر داغ دین بر جبین میزنید

خموشیدو جان به آتش میزنید

کنون صبر باید بر این داغها

که پر گل شود کوچه ها باغ ها

شب است وسکوت است وماه است ومن...

 

۱۳٩٠/٩/۸ | ۱٢:٠٩ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir