دلنوشته های ستاره

هر کجا هستم باشم آسمان مال من است ...

 

                     

 

        

... یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند

یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند

یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم

که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد

یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم

چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش

******************************************

عمری با حسرت و انده زیستن نه برای خود فایده ای دارد و نه برای دیگران باید

اوج گرفت تا بتوانیم آن چه را که آموخته ایم با دیگران نیز قسمت کنیم .

******************************************

لحظات از آن توست؛ آبی، سبز، سرخ، سیاه، سفید

رنگهایی را که بایسته است بر آنها بزن

روزهایت رنگارنگ

                                                 سال نو مبارک...

سلااااااااااااممممم دوستای گلم...

خوبید؟

پیش پیش عیدو بهتون تبریک میگم...

خیلی دوستون دارم...

سال خوبی داشته باشید ... در پناه حق...! 

۱۳٩٠/۱٢/٢٥ | ۸:۱۳ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

تو زندگی لحظه هایی هست که احساس می کنی

 دلت واسه یکی تنگ شده اونقدر که دلت

     
می خواد اونارو از رویاهات بگیری

 
کنارت بنشونی و واسشون درد دل کنی

 وقتی که در شادی بسته میشه، یه در دیگه
 
 بازمیشه ولی اغلب اوقات ما اینقدر به

 در بسته نگاه می کنیم

که اون دری رو که واسمون بازشده نمی بینیم

دنبال ظواهر نرو،

اونا می تونند گولت بزنند

دنبال ثروت نرو،

چون براحتی از کفت میره


دنبال کسی برو که خنده رو، رو لبت میشونه

 
چون فقط یه لبخند میتونه کاری کنه
 
 که یک شب تاریک روشن به نظر برسه

اونی رو پیدا کن که باعث

 میشه قلبت لبخند بزنه


 
خوابی رو ببین که آرزوشو داری

اونجایی برو که دلت می خواد بری

اونی باش که دلت می خواد باشی

چون فقط یه بار زندگی میکنی

و فقط یه فرصت واسه انجام تمام کارهایی

که دلت می خواد انجام بدی داری

 

بذار اونقدر شادی داشته باشی

 که زندگیتو شیرین کنه

اونقدر غم که انسان نگهت داره

و اونقدر امید که شادت کنه

شادترین مردم

لزوما بهترین چیزا رو ندارن
 
اونا فقط از چیزایی که سر راهشون میاد
 
بهترین استفاده رو میکنن

 روشنترین آینده ها همیشه بر پایه

یه گذشته فراموش شده بنامیشه

نمیتونی تو زندگی پیشرفت کنی، مگه اینکه

 اجازه بدی خطاها و رنجهای روحی

 گذشتت از ذهنت بره.

 

 وقتی به دنیا اومدی، گریه میکردی

و هر کسی که اطرافت بود می خندید

یه جوری زندگی کن که آخرش

تو کسی باشی که میخندی

 و هر کسی که اطرافته گریه کنه


 
لطفا

این پیغامو واسه همه کسایی بفرست
 که واست یه معنایی دارن

(من که اینکارو انجام دادم)

واسه اونایی که یه جورایی تو زندگیت

پا گذاشتند

واسه اونایی که تو رو میخندونن
وقتی بهش نیاز داری

واسه اونایی که باعث میشن
بخش روشنتر قضایا رو ببینی
وقتی که واقعا دلتنگی

 


سالها رو نشمر ــ خاطره ها رو بشمر...

مقیاس عمر تعداد نفسهایی نیست

 که فرو میبریم بلکه لحظه هاییست

که نفسمونو بیرون میدیم...

۱۳٩٠/۱٢/٢٠ | ٩:۳٩ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

 

شقایق گفت :با خنده

 

نه بیمارم، نه تبدارم

 

اگر سرخم چنان آتش

 

حدیث دیگری دارم

 

*

 

گلی بودم به صحرایی

 

نه با این رنگ و زیبایی

 

نبودم آن زمان هرگز

 

نشان عشق و شیدایی

 

*

 

یکی از روزهایی که....

 

زمین تبدار و سوزان بود

 

و صحرا در عطش می سوخت

 

*

 

تمام غنچه ها تشنه

 

ومن بی تاب و خشکیده

 

تنم در آتشی می سوخت

 

*

 

ز ره آمد یکی خسته

 

به پایش خار بنشسته

 

*

 

و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود

 

ز آنچه زیر لب می گفت

 

شنیدم سخت شیدا بود

 

*

 

نمی دانم چه بیماری

 

به جان دلبرش

 

افتاده بود-اما-

 

*

 

طبیبان گفته بودندش

 

اگر یک شاخه گل آرد

 

ازآن نوعی که من بودم

 

*

 

بگیرند ریشه اش را و

 

بسوزانند

 

*

 

شود مرهم

 

برای دلبرش آندم

 

شفا یابد

 

*

 

چنانچه با خودش می گفت

 

بسی کوه و بیابان را

 

بسی صحرای سوزان را

 

به دنبال گلش بوده

 

ویک دم هم نیاسوده

 

*

 

که افتاد چشم او ناگه

 

به روی من

 

بدون لحظه ای تردید

 

شتابان شد به سوی من

 

*

 

به آسانی مرا

 

با ریشه از خاکم جداکردو

 

به ره افتاد......

 

واو می رفت و....

 

من در دست او بودم

 

واو هرلحظه سر را

 

رو به بالاها

 

تشکر از خدا می کرد

 

*

 

پس از چندی

 

هوا چون کوره آتش

 

زمین می سوخت

 

و دیگر داشت در دستش

 

تمام ریشه ام می سوخت

 

*

 

به لب هایی که تاول داشت

 

گفت:اما چه باید کرد؟

 

در این صحرا که آبی نیست

 

به جانم هیچ تابی نیست

 

*

 

اگر گل ریشه اش سوزد

 

که وای من

 

برای دلبرم هرگز

 

دوایی نیست

 

واز این گل که جایی نیست

 

*

 

خودش هم تشنه بود اما!!

 

نمی فهمید حالش را

 

*

 

چنان می رفت و

 

من در دست اوبودم

 

وحالامن.....

 

تمام هست اوبودم

 

*

 

دلم می سوخت

 

اما راه پایان کو ؟

 

نه حتی آب

 

نسیمی در بیابان کو ؟

 

*

 

و دیگر داشت در دستش

 

تمام جان من می سوخت

 

*

 

که ناگه

 

روی زانوهای خود خم شد

 

دگر از صبر اوکم شد

 

دلش لبریز ماتم شد

 

*

 

کمی اندیشه کرد- آنگه -

 

مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت

 

نشست و سینه را

 

با سنگ خارایی

 

*

 

زهم بشکافت

 

زهم بشکافت

 

*

 

اما ! آه ! !

 

صدای قلب او گویی

 

جهان را زیرو رو می کرد

 

زمین و آسمان را

 

پشت و رو می کرد

 

و هر چیزی که هرجا بود

 

با غم رو به رو می کرد

 

*

 

نمی دانم چه می گویم ؟!

 

به جای آب خونش را

 

به من می دادو

 

بر لب های او فریاد

 

*

 

بمان ای گل

 

که تو تاج سرم هستی

 

دوای دلبرم هستی

 

بمان ای گل

 

*

 

ومن ماندم

 

نشان عشق و شیدایی

 

و با این رنگ و زیبایی

 

ونام من شقایق شد

 

گل همیشه عاشق شد

 

...

 

۱۳٩٠/۱٢/۱٠ | ۸:٠٠ ‎ب.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

گفتم: چقدر احساس تنهایی میکنم ، گفتی: من که نزدیکم(بقره/186)

گفتم: تو همیشه نزدیکی ،من دورم... کاش میشد بهت نزدیک شم. گفتی: هر صبح و عصر،پروردگارت رو پیش خودت، با خوف و تضرع، و با صدای آهسته یاد کن(اعراف/205)

گفتم: این هم توفیق می خواهد، گفتی: دوست ندارید خدا ببخشدتون؟!(نور/22)

گفتم: معلومه که دوست دارم منو ببخشی، گفتی:پس از خدا بخواهید ببخشدتون و بعد توبه کنید(هود/90)

گفتم: با این همه گناه ... آخه چیکار میتونم بکنم؟ ، گفتی: مگه نمی دونید خداست که توبه رو از بنده هاش قبول میکنه؟!(توبه/104)

گفتم: دیگه روی توبه ندارم ، گفتی: خدا عزیز و داناست، او آمرزنده گناه هست و پذیرنده توبه(غافر/2-3)

گفتم: با این همه گناه، برای کدوم گناهم توبه کنم؟ گفتی: خدا همه گناه هارو میبخشه(زمر/53)

گفتم : یعنی بازم بیام؟ بازم منو میبخشی؟ گفتی: به جز خدا کیه که گناهان رو ببخشه؟(آل عمران/135)

ناخواسته گفتم: الهی و ربی من لی غیرک، گفتی: الیس الله بکاف عبده، آیا خدا برای بنده اش کافی نیست؟(زمر/36)

گفتم: نمی دونم چرا همیشه در مقابل این کلامت کم میارم! عاشقت میشم ... توبه میکنم. گفتی: خدا هم توبه کننده هارو هم اونایی که پاک هستند رو دوست داره(بقره/222)

گفتم: در برابر این همه مهربونیت چیکار میتونم بکنم؟ گفتی: ای مومنین! خدا را زیاد کنید و صبح و شب تسبیحش کنید. او کسی هست که خودش و فرشته هاش بر شما درود و رحمت می فرستن تا شما رو از تاریکی ها به سوی روشنایی بیرون بیارن ، خدا نسبت به مومنین مهربونه(احزاب/41-43)

با خودم گفتم: خدا ... خالق جهان هستی... با فرشته هاش ...

به ما درود بفرستن تا آدم بشیم؟! ... ... ...

بیشتر بیندیشیم تا قدر خود بیشتر بدانیم.

۱۳٩٠/۱٢/٥ | ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

که امروزست

آن روزی

که پای من

به این دنیای دون واشد

واز آن روز

تا امروز

به چشمم گریه پیدا شد

*

برای روز میلادم

بکن شادم

بگو ای دوست

کجا می سازی قبرستان

*

که هر گورش

فقط اندازه

یک اشک من باشد !!...

 

خدایا تورا شکر میکنم که مرا آفریدی وسختی ها و مصائب دنیا را بر من وارد ساختی تا تلخ و شیرین زندگیم را احساس کنم. خدایا تو را شکر میکنم که به من چشم دادی و زیبایی های دنیا را نمودی و درک زیبایی را به من رحمت کردی، تا آنجا که زیبایی هایت را بپرستم و پرستش زیبایی را جزئی از پرستش ذاتت بدانم...

سلام و هزاران درود بر دوستان خوبم...

امروزچهارم اسفند ماه... تولدمه ...

نمیدونم بزرگتر میشم یا کوچیکتر

ولی میخوام بهتر از سال پیش باشم، خیلی دوستون دارم.

التماس دعا...

 

۱۳٩٠/۱٢/٤ | ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ | تک ستار⋆ | نظرات () |

www . night Skin . ir